فتحعلی‌شاه

غزل 16 | این دشمن جان عاشقان کیست

این دشمن جان عاشقان کیست

این آفت دل، بلای جان کیست

این برق عنان جوان که هستند

پیران ز پی‌اش دوان دوان، کیست

این بت که ز پای تا سران است

گویید خدای را که آن کیست

نالم به درِ تو و نگویی

این خستهٔ زار ناتوان کیست

این بسته‌کمر به قتل خاقان

شمشیر جفاش بر میان، کیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.