فتحعلی‌شاه

غزل 70 | نیست یاری به وفای محمود

نیست یاری به وفای محمود

جان و دل هر دو فدای محمود

گر کند عزم سرانداختنم

سر نپیچم ز رضای محمود

مست بگذشت و دل از من دزدید

می‌دوم من ز قفای محمود

چاک شد جامهٔ پرهیز مرا

ای عزیزان ز قبای محمود

گر به بالین من آید افتم

از سر شوق به پای محمود

گر رضای تو جفا هست به من

من رضایم به خدای محمود

سرو کوه است سرافراز چمن

بر سر اوست هوای محمود

فتنه در دیدهٔ خوبان نگذاشت

نرگس فتنه‌نمای محمود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.