غزل 200 | چه شود جانب حسرت نگری
چه شود جانب حسرت نگری
از سر مهرگشایی نظری
کور آن دیده که گردد نگران
با وجود تو به سوی دگری
شهد از لعل لبت میریزد
ای که از شیره جان خوبتری
دوستان تازه جوانی دیدم
دشمن جانی و نور بصری
مژده باد صبا جان بدهم
گر بیارد ز وصالت خبری
جان به راه تو به یک عشوه دهم
نیست در عشق جز اینم ثمری
وصف حسنت نتواند خاقان
وصف کرده است ولی مختصری
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.