فتحعلی‌شاه

غزل 49 | آن که با ابرو ستد از چین خراج

آن که با ابرو ستد از چین خراج

آن که با گیسو گرفت از هند باج

آن که برباید ز تار کاکلی

هر زمان از فرق صد فغفور تاج

آن که در عاشق‌کشی شد سنگ‌دل

آن که دل را بشکند همچون زجاج

گر به ببینیش از زبان من بگوی

می‌شدم خاک ره تو کاج کاج

چون گذشتی گفت خاقان آه آه

درد بی‌درمان نشد آخر علاج

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.