فتحعلی‌شاه

غزل 54 | دل ژولیده من مست محمود

دل ژولیده من مست محمود

در این دیر کهن پا بست محمود

مرا در دهر از کس شکوه‌ای نیست

ندارم شکوه‌ جز از دست محمود

خدنگش بر دلم تا برنشسته

مسلمانان فغان از شست محمود

نمانده خواب اندر چشم خاقان

ز چشم نیم‌خواب مست محمود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.