فتحعلی‌شاه

غزل 57 | گشته‌ام از عشق تو ای صنم دلپسند

گشته‌ام از عشق تو ای صنم دلپسند

مونس اندوه و غم دلشده و مستمند

چون بنمایی به خلق آن قدر و بالای خویش

شور قیامت شود زآن قد و بالابلند

طره پیچان به کف جلوه‌کنان هر طرف

تا همه خلق جهان آورد اندر کمند

زاهد بیهوده‌گو پند تو بر من چه سود

پند تو نبود مرا کارگر و سودمند

کس نبود در سخن همسر خاقان مگر

انوری مهنه‌ای شیخ کمال خجند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.