فتحعلی‌شاه

غزل 130 | خرم آن کس که دهد جان به وفاداری تو

خرم آن کس که دهد جان به وفاداری تو

رستگاری جهان است گرفتاری تو

بود دلها‌ همه ویران ز جفای خوبان

جمله آباد شد امروز به معماری تو

عهد کردم که به غیر از تو دگر دل به کسی

ندهم تا بدهم جان به وفاداری تو

گر کشی ور بنوازی تو شهی حکم تو راست

به کجا شکوه برم من ز جفاکاری تو

دل بیمار از آن پیش تو آرد خاقان

که بود شهره آفاق پرستاری تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.