فتحعلی‌شاه

غزل 133 | سنبل تر زلف سمن‌سای تو

سنبل تر زلف سمن‌سای تو

سرو چمان قامت رعنای تو

شور قیامت شود از وی عیان

چون نگرد نرگس شهلای تو

مخزن اسرار الهی دلم

نیست کسی غیر تو و جای تو

چاره‌گری در ره عشق بتان

ای دل بی‌چاره من وای تو

ابروی تو تیغ من آمد که خلق

جان بسپارند به ایمای تو

خلق گرفتار به غوغای حشر

گوش من آسوده ز غوغای تو

جان طلبیدی تو ز خاقان بگیر

سهل بهایی‌ست به کالای تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.