غزل 135 | هستم ز شکر بر دهنت سیر و گرسنه
هستم ز شکر بر دهنت سیر و گرسنه
از شیره جان بر سخنت سیر و گرسنه
نارم سوی پستان بتان دست که باشم
از نار سیب ذقنت سیر و گرسنه
گشتم من خونین جگر ای غنچه خندان
از لاله و گل بر سمنت سیر و گرسنه
سر زد به گل روی تو تا سبزه شدم من
از هر چمنی بر چمنت سیر و گرسنه
تا جان دگر بر بدن خویشتن آرد
از جان شده خاقان به تنت سیر و گرسنه
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.